تبليغاتX
خاطره ها
سلام

امروز بعد مدتها سراغ وبلاگم امدم l گفتم حالا که یکم بیکارم این وبلاگ رو هم یه دستکاری کنم.

قسمت اول:اندر حکایت فوق لیسانس

قبلا فکر می کردم که دانشجو فوق لیسانس بودن احساس خاصی داره و ادم کلی لذت می بره اما حالا که دانشجو فوق لیسانس شدم متوجه شدم که هیچ احساس لذت بخشی نداره و تازه کلی دردسر هم داره ،دیگه به چشم یه ادم معمولی بهت نگاه نمی کنم و تا یه کار اشتباه انجام بدی اولین چیزی که بهت می گن اینه که تو فوق لیسانس هستی و این کارا از تو بعیده .

از بدبختی های دیگه اینه که هرکی می بینتت ازت می پرسه چیکار کردی ؟ قبول شدی ؟

آدم اولش فکر میکنه که براشون مهمه اما بعد از اینکه جواب دادی و اونا سوال دومشون رو پرسیدن متوجه می شی که خیلی هم فکر تو نیستند و فکر خودشونن چون می پرسن شیرینی ما رو کی می دی . اما خدارو شکر که تو ماه رمضون جواب امد و نمیشه هر وقت اونا ازت شیرینی خواستن تو بلافاصله  مجبور شی شیرینی بخری و می تونی اونو به بعدا موکول کنی و امیدوار باشی که فراموش کنن که اغلب هم این اتفاق   می یوفته.

بگذریم .

نمی دون چرا اما احساس می کنم هم  خوش شانس هستم و هم بدشانس اینکه می گم خوش شانس بخاطر اینکه همون جایی که می خواستم قبول شدم و بد شانس بخاطر اینکه با عده ای هم دانشگاهی شدم که علاقه ای به هم دانشگاهی شدن با اونا  نداشتم و دوست داشتم کلی ازشون فاصله بگیرم اما انگار سرنوشت ما این بود، بازم خدارو شکر ما که 4 سال تحملشون کردیم این دوسال هم روش .

امروز رفتم و عکاسی برا دانشگاه عکس گرفتم اما یه سوال برام پیش امد. به نظر خودم ظاهر بدی ندارم اما هر وقت عکس می گیرم به نظر میاد که خیلی بدریختم (البته از قیافه خیلی ها بهتر است )

اینم بگم که اینا رو می خواستم تو تویتر یا فیس بوک  بنویسم اما تویتر که فیلتره و فیس بوک هم که اصلا باز نمی شه

خلاصه

فعلا که دارم اماده می شم که برم تهران و مدارکمو بگیرم وشاید یه سری هم به قم بزنم .

و این هم یه شعر ، ربطشم با خودتون

آمده‌ام كه سرنهم ... عشق تو را به سربرم
ورتو بگويي‌ام كه ني ..... نيي شكنم شكر برم
اوست نشسته برنظر ....... من به كجا نظر كنم
اوست گرفته شهر دل ...... من به كجا سفر كنم

خب تا بعد خداحافظ






+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 22:13  توسط | 
اولی

گفتم: که هستی و از کدام نسلی؟   گفت: آزاده ای از مکتب حسین
گفتم: نامت چیست؟                                   گفت: نام مهم نیست.
گفتم: پس چه چیز مهم است؟
                     گفت: انجام تکالیف و رضای محبوب.
گفتم: کدام تکلیف؟
                                گفت: آن که غایت هستی است.
گفتم: غایت هستی چیست؟
                        گفت: ذبح نفس و خودسازی.
گفتم: اعتکاف و گوشه نشینی
                   گفت: هرگز! مقصود جهاد در دو جبهه است.
گفتم: از فرهنگ بگو.
                           گفت: آیینه تمام نمای تعالی و رشد یک ملت.
گفتم: فرهنگ ایرانی یا اسلامی
                   گفت: امتزاج نار و نور.
گفتم: از شیخ اشراق چه می دانی
                 گفت: آواز پر جبرییلش را شنیده ام.
گفتم: جلال آل احمد را می شناسی
               

گفت: در غربزدگی شناختمش و خسی در میقاتش مرا به میقات برد.
گفتم: از فرهنگ غرب بگو!
                     گفت: معنویت زدایی, ابتذال و فساد.
گفتم: علم و تکنولوزی چطور؟
                   گفت: همه در خدمت مادیت انسان.
گفتم: در آنجا انسان چگونه است
 گفت: همه چیز دارد الا خدا.
گفتم: پس خدای مسیح کجاست؟
               گفت: با دستان انسان در کلیسا محبوس شده
گفتم: یعنی چه؟
    

  گفت: خدا در غرب فقط روزهای یکشنبه و برای ساعتی ظهور می کند!

گفتم: از قبل از انقلاب چه میدانی؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:14  توسط | 
کسی به فکر گلها نیست
کسی به فکرماهیها نیست
کسی نمیخواهد
باور کند که باغچه دارد میمیرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
دلم برای باغچه می سوزد


سلام...

در شگفتم که سلام،

آغاز هر دیداری ست ولی در نماز،

پایان است...شاید این بدان معناست

که پایان نماز، آغاز یک دیدار است!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 20:4  توسط | 
همیشه فکر کن در یک “دنیای شیشه ای” زندگی می کنی، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاپ نکنی، چون اولین چیزی که
می شکنه دنیای خودته…
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:22  توسط | 

یادمان باشدازامروزخطایي نكنیم.گرچه درخویش شكستیم صدایي نكنیم. یادمان باشداگرشاخه گلي را چیدیم.وقت پرپرشدنش سازونوایي نكنیم.یادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند. طلب عشق زهر بي سروپایي نكنیم.یادمان باشد اگرحال خوشي دست بداد. جز براي فرج یاردعایي نكنیم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:43  توسط | 
 

 

سوالات آزمون كارشناسي ارشد سال 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:17  توسط | 
 

پولدار ترین حاکمان جهان

35 عکس زیبا به سبکی جدید

تصاویری از آب گرفتگی در قم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:47  توسط | 
تمام شخصیت‌های مشهور جهان از سیاسی و ادبی و هنری و ورزشی و … همه در کنار هم جمع‌ان.

از سزار و چگوآرا و عرفات گرفته تا بروس لی و جکی جان و انشتین و چخوف و الویس پریسلی و گاندی و الیزابت تا پله و ویتو کورلئونه وغیره و غیره!!

برگرفته از سایت

http://mehrzadpars.wordpress.com/

آدرس تصویر                      http://mehrzadpars.files.wordpress.com/2008/04/vip_high.jpg            
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:37  توسط | 

new_windowspreview.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 23:11  توسط | 
پرواز

پـــرواز (flight)

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی!!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 22:15  توسط |